![]() |
![]() |
|
| تحت راهبری یگانه نجات دهنده آدمیان " آقا ابراهیم میرزایی" |
|
ما در آن طلوع و در انتظار آن لحظه بزرگ يا ظهور انقلاب فرهنگي و انقلابي مستقل از همه انقلابات جهان وعده خواهيم داشت. من صداي پر طنين و آواي قدرت انسانها را ميشنوم. پيش بسوي طلوع سرخيها و شدت خون انسانها و يا انقلاب بيمرزها تا ظهور آن لحظه با آرامش بيگانه و به مبارزه ادامه خواهيم داد. «واژهها نقش آفرينند» من از واژه رئيس جمهوري به ملت هم وطنم انقلاب فرهنگي را پيشنهاد ميكنم پيروز خواهيم شد و پيروزي از آن ماست، چون قانون، قانون انسانهاست. تبريك پيروزي به پروفسور ابراهيم ميرزائي. نظام هستي چه زيباست. چه پوشيده تولد نمود و به تولدِ انديشه بشريت رو گشوده و عملاً تجربه ماده را در ميان آنها تمام نموده و پربارترين دانة هستي را در آلودهترين خاك بزايش گذارده و آهنگ پيروزي كيهانزمين را فرمان نموده. « مِي تـاكْ اِي يـابْ راهيـَم ميـانگو راي يابْ راهيَم ميانگور اِي ياب راهيَم » و جهان در قالب نامها به تجربة باروريِ ذراتِ خالق رفت و هر كس با نايِ خويش با هستي مرتبط گشت، نايِ كلّ هستي، رازي است از ميان، كه توليدكنندة گَردة همه انواع و كلمهها ميباشد و پيامبران و فرستادگان با دميدن و مرتبط گشتن با ناي كل هستي به دريافتِ كلام خلقتِ پيشْ ميرسيدند و اين رازي است باقي ميان ما و خلقتِ تفكر انديشهها و دانشكدة انشاء تن و روان، هر لحظة اين سياره در هر مكان ميباشد. شُكـوفِ شَبــــان شِــگردِ شُكوفنــده شَبكورْ شِكــن شُل شــاد خوابيـدن شبستــان شَبَسْتْ شَميله شَك هيـــدن شَمول شَمــيدن شَــمــانِ شَمــوس «« شب باني »»: خلقتِ پَسْ و جهانِ كهنهها در نظام قالب گرفته خود سِير ميكند. پديدة نوظهور را به خون ميكشد. و بعد كاخِ ستايشها ميسازد، بر سر عيسي تاجِ خار ميگذارند و كليساهاي مجلل ميسازند. چندين نسل بشري بايد به دنيا بيايد، چندين هزار سال ديگر با هزاران نسل بايد بگذرد. كنون زمان آن رسيده كه هستيِ آگاه ولي بيبيان، نيازِ واقعي خويش را به بشر باز شناسد و اين نياز، فرمان است، آنچه بشر تحت عنوان مَهدي، خدا، عيسي وديگر ظهورات ميخواهد، نيازِ عالم مادي است و هر كس اين ظهور را بنا به خواست و نياز خويش ميطلبد و تاكنون بشري نتوانسته حتي كلامي از جهان ماوراء و يا خلقت ميرِنَر به زبان آورد. مَهدي، رمز عالم ماده است. خدا، شكل كمال يافتة عالمِ ماده و صورت هستي در قالب يك ملكه است. كلّ تجربة خلقت آماده شده در بايگاني اين سياره موجود است. كنون در برگردان عالم هستي كه آخرينها اولينها هستند، تمامي پيامبران و تمامي هستي موجود ميباشد و چندين بار وعدةالهي مبني بر پايانِ خلقت به بشر نشان داده شد كه بيابيد مالكِ آسمانها و زمين را و از نعمات هستي تنها براي ارتقاء و خودآئي بهره گيريد و به شهر توآ وارد گرديد. اَي يا آفرنده يا اِي آفرنده كَه پَر ماميـه زِآئـي ابراهــيـم پس كِه چرا كو چرا كُنـج كُنجــان چــرا گه چــرا گو چــرا گونه گوني چرا هَش ني هَش هش چرا مــَهانــي چـــرا دو گوژان كـهاني چـرا دو گوژان مــَهاني چـرا چـــرا مــن مُنشاي انشاي چرا چرا چانه چكـيدن؟ چِكــيـــده چــرا چيـستـان چـرا چــرا چـيـن پـَرچيـن مـا چيـن چـينه چــند دانـي چـرا چَـهْ پـَر چاه چـاه حـور چرا چَنبـر چيز نـا چيز چـَنْبري چرا چينوُر چرا چرا مَن مَن چرا چرا من من چـرا چرا چـرخ چَرخـي چَرخنده چَرخه چرا چار چِلّه چـار چـاره چـرا چـام چـكه چـام چـاك گويـه چـار چـانـه چـــرا چـار چـاو چــور چـوري … چــاك چـــاك ويـــرانـه چــرا چــَرم چيــدن چـَرمينه چو چوپان چَرده باره مُسَـدَّس مَسلـوب مُسَبَّـب مُستـَدير مُسَبـَّب مَسما مُستَتـَر مَسيـر و همگان بصورتي نباتي با عادات خويش با هستي مرتبطاند. لزوم زايِش خلقتي مجدد ابتدا ميرش است و جهان در فشار اين زايش ديگ هستي را جوشانيده و به عصاره ميرساند و بدين ترتيب فَرَجِ جهان آغاز ميگردد. خسته از اعمال و گفتار و تكراري جنونآميز. بروز عجايب بيمارگونهگي و پزشكي آخرين تَحصيلِ بيماريهاي جهان به نيت شفاي كليه بيماران در لحظه فرمان. «« بيمارستان فيزيولوژي انرژي و آخَر تكنيك تنپزشكي روانپزشكي درد »». «« درمان بيماريهاي نادرمان تا فلج انسان، يگانه مكان براي كيان مردم خاكيان »». «« بيماريهاي نادرمان و دردهايِ ناشناخته و ضايعات وارده چه از نظام بيولوژيكي و اكولوژي كيهان در رابطه با فيزيولوژيِ انرژي انسان تا بُرد ذراتِ ارگانِ ژن DNA و RNA از هستههاي سلولي تا واپسين سلول بر كشفِ جان، از كالبَد وجودي آدميان در سيكل و ميدان اوزان تا جرمهاي پنهان و بر مدارِ درك اعداد كوانتمي و اسپين و اتمهاي وابسته به عناصر با شاخههاي پيوند و پيوست، در اثر شكست يا جابجائي عناصر در گردش الكترونها با تركيبات حيات در فضاي فيزيك و پيش دركهايِ فوتونهايِ كيهان تا تحرك ارگان با وابستگي به شيمي درماني و ايجاد موتاسيونهاي ژني جهت نگرش تفكرآميز انسان بر ابعاد روح و روان از بيكران كران درك توان با تنپزشكي و روانپزشكي درد راه بر جذرِ گوهر مغز ماهيچه غدد زن استخوان سلول هسته و پسدرمان براز مجهولات انسان و با دخالت مستقيم آن بر كون و مكان خواستاريم تا به مدت سي دقيقه از زمان با داشتن ليستي از هزاران بيمارانِ نادرمان كه راهي درمان گرديده اعلام داريم كه آيندة پزشكي در آستانه تحولي با تغيير چِهر بالا به پرتوان، تواني نا ممكنها راه بازخواهد گشود. ابرام بخوان يكتائي لَبِّيك يكتائي خودآ به خودآ خدايي يا اي ابراهيمِ زمان پايان هَرا هَرم زَروان هاشم هاك هباك حاجِس حاتـِل حَج حايـِل حاجـِر حاجِــره حادَم حاج حَبَل حادي حاديه حـِزا حز هزاران حِزاك هوش هَشَنگ بِشار بِشارت بَشَر بودا بودبوي بيدار زاگشـت هفـت در هفـت يكتا هفت به آفتن بافت بافته يافتن يافته باري زا لاهـوت زاهـوت لازا لايمـوت زايمـوت لا زا لايتغيـر زايتـغيـر لا يَدرك زا يَدرك لايزال زايزال لايتنهاهي لامكان لاها لاجَرَم ها ابـراهيـم يـا اي ابـراهيم جـان جـَبَروت يـا اي ابراهيم مانْ مَلَكوت شَتْ ابراهيـم آلي آله اَلله مَكْ مَكتـب يـا اي ابراهيـم ميـرزِآئي پـَس پـيش اَبـسـر افسر زاگردان گردان بـرهنـه هـوش هـوش يكتـا چو گو مانندان همتا بي همتائي ******************* جوشان جوشاك جـوهري جَنــدَره جُـوي جُنـود جَنــگِ جَمــال جَن جَنين جَنان جاريـه جاريه جَديدي جــوزاك جِرم جَمـالي بـه دو جـهاني جهاني اندر جهاني جهـاني جهان آفــريني جهـان افــروزي جهان پنــاهي جهان آرائي جـهــان گيـري آفـــريـن جــهـــان بــاني «« يا اي ابراهيـــم انسانـــــي »» ****************** آفرين آفـرينِ اَبـَر بـالا اَپــَرمـــا آپــَرْهـــون پُــرپَــر مــايــــه پُـــرپــَرمــا تــــوآ اَپْرو آتش پا بـه خـودآ بـه خـودآ بـه خـودآ بـه خـودآ بخـودآ بـه خـودآ خـود بـه خـدا خود به خودآ به خدا خـود به خـدا بـه خدايي بـه خودآ اَرگر به خود آيي بـه خـدايـي رسـي « بــه خـــودآ » مُتمايل مُتغَيّر مُتمَوج مُتزَلزِل مُتمَوِج مُتكوّن مُتموّل مُتمَكّن مُتلوّن مُتنوّع مُترتِّب مُتبايِن |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 17:20 توسط همراهِ همراهانِ حق و عدالت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| آقا ابراهيم ميرزايی راهبر |
سلام بر بهار مردمان و خرمی روزگاران
|
| پیوندهای روزانه |
|
نظرات مردمی سازمان علم حق و عدالت آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
نوشته هايي پيرامون پروفسور ابراهيم ميرزايي رهايي محمد ابراهيمي |
|
RSS
|