![]() |
![]() |
|
| تحت راهبری یگانه نجات دهنده آدمیان " آقا ابراهیم میرزایی" |
|
خلأیی در نهایت توان ، سرد و جوشان و به حداقل طول خون سرخ روان ، بي بيان بي نگاه ، بي حركت ، بي جا و مكان ، بي جِرم، دور و نزديك به همگان و در سكوت زمان به ذره اي تكان ، اين جهان منست ، در منست روان ، من با دو چشم به اندازه ي دو جهان مي بينمش . اي انسان در نهايت تا بينهايت طوفان . ناگهان به من مي گويد بخوان ...... اينگاست جُمودِ نُمودِ بيرنگ ، سوگندِ تصويرِ پر رنگ را در ربود ، هر رنگ زاده ميكند و مجموعه سرعت عالم را در نيستيِ تصور به هستيِ بيرنگ ميدمد و مختصر تحركي آشكار تا فرض بينهايت به (دريافت) و (درك) در خود ميپروراند و همه ارتعاشات و امواج را در مقابله او ميكند و در شكوه پير هستي تكاملي از جهان پنهان با سلسله زمان به جهان آشكار میریزد : کیست انسان ؟ در من است روان .
" آقا ابراهیم میرزایی "
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:37 توسط همراهِ همراهانِ حق و عدالت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| آقا ابراهيم ميرزايی راهبر |
سلام بر بهار مردمان و خرمی روزگاران
|
| پیوندهای روزانه |
|
نظرات مردمی سازمان علم حق و عدالت آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
نوشته هايي پيرامون پروفسور ابراهيم ميرزايي رهايي محمد ابراهيمي |
|
RSS
|